گونهای از گونههای پرطرفدار در سینمای جهان، ژانر وحشت است. در سینمای جمهوری اسلامی ایران، فیلم در گونه سینمایی وحشت بسیار کم است، زیرا «وحشت» را میتوان با خشونت، سکس، و خرافات ایجاد کرد و طُرفه این که در کشوری که در واقعیت زندگی اجتماعی آن خشونت و سکس و خرافات بیداد میکند، نشان دادنش روی پرده سینما یا صفحه تلویزیون ممنوع است! از سوی دیگر، فیلم به زبانی غیرفارسی ساختن تقریبا بهصورت نانوشته ممنوع است یا مورد حمایت قرار نمیگیرد، اما، هرچند بسیار نادر، چنین فیلمهایی به هر حال ساخته شده است. درصورتی که مردم ایران به زبانهای مختلف صحبت میکنند و هرچند زبان فارسی زبان وحدتبخشی است، اما تنها زبانی نیست که در ایران صحبت میشود و حتی بسیاری از شهروندان ایرانی نمیتوانند فارسی صحبت کنند و فقط آموخته زبان مادری خودند. بخش وسیعی از مردم ایران تُرک هستند و زبان مادریشان گونهای از زبان ترکی است که به ترکی آذربایجانی مشهور است، اما فیلم به این زبان بسیار کم ساخته شده است.
هر چند سال ۱۳۹۸ فیلم «آتابای» به کارگردانی نیکی کریمی ساخته شد، نیکی کریمی اصلا ترکی نمیداند و با آن که نویسنده «آتابای»، هادی حجازیفر، اهل خوی است، نقش کارگردان در ساخت فیلم بیش از آن است که لازم نباشد زبان فیلم را بداند. به هر حال، «آتابای» جزو جریان اصلی سینمای جمهوری اسلامی ایران محسوب میشد. حالا برادران دوقلوی همسان ارک، بهمن و بهرام، با ساختن فیلم موفق و جذاب «پوست»، به این مهم دست یافتهاند و بر فرهنگ تصوریری زبان ترکی آذربایجانی افزودهاند.
«پوست»، عاشقانهای شاعرانه در ژانر وحشت است. راوی «پوست»، عاشیق یا «آشیق» با سازش، سوز داستان عشق بین «مارال» و «آراز» را حکایت میکند؛ عشقی که از سوی «سید» دزدیده شده است و مادر «آراز» هم در این دزدیده شدن دست دارد و طلسم و جن و خرافات عجیب غریب، قرین شده است با شیر تعزیه امام حسین، و در نهایت داستانی جذاب و فکرشده از آب درآمده است که ارزش دیدن دارد.
معلوم است که برادران ارک شناخت زیادی از آذربایجان و رسم و رسومات و باورهای مردمی آن دارند. در حدود ۶۰ سال پیش، بهروز دهقانی و صمد بهرنگی مطالعات زیادی در فرهنگ ترکی آذربایجانی انجام داده بودند و صمد بهرنگی یکی از شهرهترین روایتهای «عاشیقی» به نام «کوراوغلو» را در داستان «کوراوغلو و کچل حمزه» دستمایه خود کرد که در کتاب ارزشمند «افسانههای آذربایجانی» که در دو جلد منتشر شده است، با بسیاری از افسانهها و ضربالمثلهای ترکی، گردآوری کرده است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
نخستین فیلم بلند سینمایی برادران ارک، فیلم «سویوق» (SOYUQ) است که فیلمی اجتماعی در حوزه کودک و نوجوان است و چکیده داستان که در برخی از رسانهها قید شده، به این شرح است: «این فیلم مربوط به زندگی پسر بچهای است که به خاطر مشکلات مالی خانواده دچار استرس است و در مدرسه خود را مدام خیس میکند، مادر خانواده نیز به خاطر آن که پسر در زیر چادر مادر مخفی میشود، تصمیم میگیرد بدون چادر دنبال او برود.» متاسفانه فیلم به بهانه این که اجازه ساخت نداشته بود، اجازه پخش نگرفت، اما در خارج از ایران بسیار درخشید و مورد توجه قرار گرفت. با این حال، جزو کارنامه برادران ارک قرارش ندادند، و به همین دلیل فیلم «پوست» به عنوان نخستین فیلم بلند سینمایی برادران ارک به جشنوارهها معرفی شده است. برادران ارک پس از آن که آن فیلم بلندشان عملا در ایران اکران نشد، فیلم کوتاه «حیوان» را ساختند و در آن موضوع پوست و شکار طرح شد.
اگر روایت فیلم «پوست»، موضوع عاشقانهای در باب خیر و شر است، در فیلم «حیوان» به مسخ انسان به حیوان پرداخته شده است و موضوع به مذمت شکار میپردازد و شکارچی، قربانی شکارچی دیگری میشود که او را با پوست شکاری که در برکرده است، به عنوان شکار اشتباه میگیرد، و این خود دوباره بازگشتی به موضوع خیر و شر است. مرد در پروسه حیوان شدن، انگشتان خود را مانند سُم حیوان چهارپا میکند و درست در آخرین نما، جسد تیرخورده او نشان داده میشود که دستش مانند سم حیوان از آستینی از پوست حیوان، خارج شده است. به عبارت دیگر، مرد ترجیح میدهد حیوان باشد تا انسانی که شکارچی حیوانات دیگر است و برای خودش مرز درست کرده است، در حالی که حیوانات مرز ندارند و به راحتی میتوانند از هر مرزی عبور کنند.
فیلم «پوست» رابطه مادر- پسر را از فیلم «سویوق» گرفته است و رابطه انسان و حیوان را از فیلم «حیوان»، و این بهتنهایی نشان میدهد که با کارگردانان جوانی روبهرو هستیم که صاحب سبک هستند.
اصولا ساختن فیلم بلند سینمایی با راوی موزیکال، خود به تنهایی خطر کردن است و دست به قماری زدن که نتیجهاش از پیش تعیین شده نیست. حالا اگر این به زبانی غیر از فارسی هم باشد، موضوع دوچندان خطر دارد که البته برادران ارک از عهده آن برآمدهاند و فیلم به دلیل ساخت روایی خوبش توانسته است بیننده عام را هم جذب کند. هرچند، در سینمای هنر و تجربه پخش شده است و متاسفانه دوبله بدی از آن در پلتفرمهای موجود ارائه شده که کیفیت فیلم را، بهویژه وقتی عاشیق دارد به آن زیبایی میخواند، بسیار پایین آورده است.
بازیگران «پوست» هیچیک«ستاره» نیستند، اما همه عالی بازی کردهاند. البته به نظر میرسد که مارال (فاطمه مسعودیفر) سانسور شده است، وگرنه با چهره و میمیک خوبی که در همین چند صحنه از خود نشان میدهد، معلوم است که بازیگر توانایی است. به نظر میرسد که نقش او بیشتر از آنچه در فیلم میبینیم، بوده است. مسعودیفر در مجموعه تلویزیونی «جیران» (حسن فتحی) در نقش «سارا گرجی» بازی کرده است که هنوز این مجموعه پخش نشده است تا در مورد بازی در آن مجموعه اظهار نظر کرد.
اگر همین فیلم «پوست» را ملاک قرار دهیم، معلوم میشود که چه استعدادهای زیادی در زمینه سینما در میان «اتنیستی»ها یا قومیتهای ایران وجود دارد. چرا سینما به عنوان صنعت در این حوزه حضور ندارد؟ مثلا چرا سینمای ترکی آذربایجانی، یا کُردی، بلوچی، مازانی و گیلکی...، یا حتی لهجههای مختلف فارسی، نداریم؟
چرا موضوعات مختلف اجتماعی یا کمدی یا هر ژانر دیگر امروزی، نمیتواند به زبان ترکی یا کُردی ساخته شود؟ به سراغ آنها که میرویم، فقط داستانها و افسانهها به یادمان میآید. مثلا در تبریز یا اردبیل یا خلخال و شهرهای بزرگ و کوچک دیگری که زبان مادریشان ترکی است، در خانه همه با هم ترکی حرف میزنند و البته حجاب هم ندارند. اما همانطور که حجاب در سینما تحریف میشود و نداشتن حجاب، سانسور و خط قرمز عریض جمهوری اسلامی ایران است که حتی با کلاهگیس هم حل نمیشود، ظاهرا زبان هم همین حالت را دارد.
این که دو برادر، بدون پشتوانه مافیایی که سینمای ایران را بلعیده است، با کار و تلاش مداوم خود توانستهاند فیلمی مانند «پوست» را بسازند، بیشک خبر خوبی است، اما مهم تداوم این خبر خوب است. مهم این است که فقط در پوست شیر نباشیم، دل شیر هم داشته باشیم، که این دو برادر جوان با ظاهر آرام و چهره خندانشان، تا اینجا نشان دادهاند که دل شیر هم دارند و از دیگران برای موفقیتشان مایه نمیگذارند و «مادر» خود را تا دم گور نمیبرند تا «عشق» خود را به دست آورند.
توصیه میکنم فیلم را ببینید. نه تنها برای حمایت از فیلم مستقل، بلکه برای آن که فیلم خوبی است و میتوانید از دیدنش لذت ببرید و به «کاتارسیس*» برسید.
* «کاتارسیس» که «تزکیه نفس» و «تخلیه روانی» هم ترجمه شده است، بنا به نظریات ارسطو در «بوطیقا» یا «فن شعر»، مهمترین ثمره هر اثر هنری خوب است و موجب میشود مخاطب اثر هنری، با دیدن یا خواندن رفتارها و انتخابها و سرنوشت شخصیتهای روایت، به آن دست یابد.